تبليغاتX
ساحل آرامش

ساحل آرامش

سوسن

وقتي کسي نيست که به دادت برسه پس داد نزن، سکوت کن، شايد از سکوتت همه بفهمن که چه قدر درد و رنج توي وجودت انباشته شده، فرياد دردت رو دوا نميکنه، اما سکوت شايد نتونه دردتو از بين ببره اما ميتونه خيلي راحت تو را از اين دنياي مسخره نجات بده
asal_tanha_jk@yahoo.com

» شهریور 1388
» خرداد 1388
» فروردین 1388
» اسفند 1387
» بهمن 1387
» دی 1387
» آبان 1387
» مهر 1387
» شهریور 1387
» مرداد 1387
» تیر 1387
» خرداد 1387
» اردیبهشت 1387
» فروردین 1387
» اسفند 1386
» بهمن 1386
» می نویسم برای تمام شبهای دلتنگی...
» نفرین بر تو
» تلخ ترین خداحافظی...
» ازت متنفرم سرنوشت
» خاطره ای از پاییز ، یادگاری از زمستان !
» فراموشت نخواهم کرد اي بي وفا....
» خداحافظ برای همیشه
» خنده تلخ سرنوشت
» خنده تلخ سرنوشت
» تولد.....

خنده تلخ سرنوشت سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387

امتداد نگاهم از بین آدمای سرگردون توی پیاده رو خودشو رسوند به چشمای اون .
خودش بود ... با همون لبخند دیوونه کنندش و نگاه مهربونش
از همون دور با نگاهش سلام می کرد
بلند گفتم : - سلاممممم ...
چند نفر برگشتن و نگاهم کردن وزیر لب غرولند کردن .... هه , نمی دونستن که .
توی دلم یه نفر می خوند :
گل کو , گلاب کو , اون تنگ شراب کو ,
گل کو , شیشه گلاب کو , شیشه گلاب کو, کو , کو
آخه عزیزترین عزیزا , خوب ترین خوبا... مهمونه ... حس می کنم که دنیا مال منه ...خب آره دیگه دنیا مال من می شه ...
برام دست تکون داد
من دستمو تکون دادم و همراه دستم همه تنم تکون خورد .
- سلام .
سلام عروسک من .
لبخند زد ... لبخند ... همینطور نگاش می کردم .
- میشه از اینجا بریم ؟ همه دارن نگاهمون می کنن .
به خودم اومدم ..
- باشه .. بریم ... چه به موقع اومدی ...
دسته گلو دادم بهش ...
- وایییییی ... چقد اینا خوشگله ...
سرشو بین گلا فرو کرد و نفس عمیق کشید .
حس می کردم که اگه چند لحظه دیگه سرشو لابه لای گلا نگه داره اون وسط گمش می کنم
- آی ... من حسودیم میشه ها ... بیا بیرون ازون وسط , گلی خانوم من .
خندید .
- ازت خیلی ممنونم ... به خاطر این دسته گل , به خاطر اینهمه عشق و به خاطر همه چیز .انگشتمو گذاشتم روی نوک بینیش و گفتم :
- هرچی که دارم و می دارم , مال خود خودته .
و دوباره خندید و اینبار اشک توی چشاش جمع شد .
- دنیا ... نبینم اشکاتو .
- یعنی خوشحالم نباشم ؟
- چرا دیوونه ... تو باش .. همه جوره بودنتو دوست دارم .
دل توی دلم نبود ... کوچه ای که توش قدم می زدیم خلوت بود و جای مناسبی برای صحبت کردن در مورد ...
- راستی گفتی یه چیز مهم می خوای بهم بگی ؟ ... می گی الان نه ؟
یه لحظه شوکه شدم ..
- آهان .. آره ... یه چیز خیلی مهم ... بریم اونجا ...
یه ایستگاه اتوبوس با نیمکتای خالی کمی پایینتر منتظر من و دنیا بود ..
هردو نشستیم ...
دنیا شاخه گلو توی آغوشش گرفته بود و با همون نگاه دوست داشتنی و دیوونه کنندش بهم نگاه می کرد .
- خب ؟
اممم راستش ...
حالا که موقع گفتنش رسیده بود نمی دونستم چطور شروع کنم .
گرچه برام سخت نبود ولی چطور شروع کردنش برام مهم بود
من دنیا رو از مدت ها قبل شریک زندگی خودم می دونستم و حالا فقط می خواستم اینو صریحا بهش بگم
- چیزی شده ؟
نه ... فقط ...
چشامو خیره به چشاش دوختم و بعد از یه مکث کوتاه نمی دونم کی بود که از دهن من حرف زد :
- با من ازدواج می کنی ؟
رنگش پرید ... این اولین و قابل لمس ترین احساسی بود که بروز داد و بعد ,
لبای قشنگ و عنابیش شروع کرد به لرزیدن
نگاهشو ازم دزدید و صورتشو بین دوتا دستاش قایم کرد . 
- دنیا.. ناراحتت کردم؟
توی ذهن آشفتم دنبال یه دلیل خوب برای این واکنش دنیا می گشتم .
دسته گلی که چند ساعت پیش با تموم عشق دونه دونه گلاشو انتخاب کرده بودم و با تموم عشقم به دنیا دادم از دستش افتاد توی جوی آب کثیف کنار خیابون .
احساس خوبی نداشتم ...
- دنیا خواهش می کنم حرف بزن ... حرف بدی زدم ؟
دنیا بی وقفه و به شدت گریه می کرد و در مقابل تلاش من که سعی می کردم دستاشو از جلوی صورت قشنگش کنار بزنم به شدت مقاومت می کرد .
کلافه شدم ... فکرم اصلا کار نمی کرد
با خودم گفتم خدایا باز می خوای چیکارم بکنی ؟ باز این سرنوشت چی داره واسم رقم می زنه ؟
نتونستم طاقت بیارم ... فکر می کنم داد زدم :
- دنیا ... خواهش می کنم بس کن .. خواهش می کنم .
دنیا سرشو بلند کرد
چشاش سرخ شده بود و صورتش خیس از اشک بود
هیچوقت اونو اینطوری ندیده بودم
توی چشام نگاه کرد
توی چشاش پراز یه جور حس خاص ... شبیه التماس بود
- منو ببخش ... خواهش می .. کنم ...
یکه خوردم
- تو رو ببخشم ؟ چرا باید ببخشمت ... چی شده .. چرا حرف نمی زنی ؟
دوباره بغضش ترکید
دیگه داشتم دیوونه می شدم
- من .. من ....
- تو چی؟ خواهش می کنم بگو ... تو چی ؟؟؟؟
دنیا در حالی که به شدت گریه می کرد گفت :
- من یه چیزایی رو ... یه چیزایی رو به تو نگفتم ...
سرم داغ شده بود
احساس سنگینی و ضعف می کردم
از روی نیمکت بلند شدم و دو قدم از دنیا دور شدم
می ترسیدم
گاهی آدم دوس داره فرسنگ ها از واقعیت های زندگیش فاصله بگیره
سعی کردم به هیچی فکر نکنم
صدای گریه دنیا مثل خنده تلخ سرنوشت ... یه سرنوشت شوم ... توی گوشم پیچ و تاب می خورد
کاش همه اینا کابوس بود
کاش می شد همونجا مثه آدمی که از خواب می پره و با خوردن یه لیوان آب همه خوابای بدشو فراموش می کنه می شد از خواب بپرم
ولی همه چیز واقعی بود
واقعی و تلخ با من ازدواج می کنی ؟

نشستم کنارش
- به من نگاه کن...
در هم ریخته و شکسته شده بود
اصلا شبیه دنیا یه ساعت پیش , یه روز پیش و دوماه پیش نبود
مدام زیر لب تکرار می کرد ... منو ببخش .. منو ببخش
- بگو ... بگو چیارو به من نگفتی .. هر چی باشه مهم نیست
تیکه آخر رو با تردید گفتم ... ولی ... ته دلم از خدا خواستم واقعا چیز مهمی نباشه
- نمی تونم ... نمی تونم ... 
                                                                                         ادامه دارد....



» ★همه جور عکس★
» ★نکاتی در مورد آرایش-ملیکا★
» ★آريان تا بي نهايت★
» ★نسل سو خته★
» ★مسافر من_آروین و آرش عزیز★
» ★یه کوچولو و آقاییش_آنی جونم★
» ★عشق=علاقه شدید قلبی★
» ★*...ایستگاه دخترای باکلاس*....★
» ★عصر بخیر بچه ها_مارال و بیتا★
» ★جوانی_محسن★
» ★زمزمه هایی در سکوت شب★
» ★غوغای عشق_دلارام★
» ★خداحافظی با عشق★
» ★آتشفشان سنندج★
» ★ني ني ناس گل گلي ★
» ★داستان های سفید★
» ★زندگی زیباست★
» ★زاغه نشینان _مهناز گلی★
» ★رختکن خاطرات_تاتا جونم★
» ★یه پسر کوچولوی خوشگل_ابوالفضل ناناز★
» ★درد و دل_افسانه جون★
» ★سنگ صبور(اجی حسنیه )★
» ★هر چیز که خدا بخواهد-مجید★
» ★رز زرد_غزل جونمممم★
» ★هر چه میخواهد دل تنگت بگوووووو ★
» ★.:.:.:M:.:O:.:H:.:Y:.:.:. ★
» ★چشمان مقدس تو_حمیده جون★
» ★غوغای عشق در دفتر عشق★
» ★سالهای بلند من بی تو_ستاره جون ★
» ★شهر عشق _سرور★
» ★صدای پای قاصدک_شیرین★
» ★کلبه احساسات من _اکبر ★
» ★ستاره جونممم★
» ★مهشید و مهسا ★
» ★ترانه سكوت _مهدي★
» ★پر پرواز_نازنین جون★
» ★الناز جون★
» ★دفتر عشق★
» ★زندگی را بدون عینک ببینیم_میترا و پگاه ★
» ★زندگی زیباست ای زیبا پسند★
» ★ویلای عشق★
» ★عشق-نازنین★
» ★پسر تنها_آرمین★
» ★آموزش مخ زنی_آرمین★
» ★غریبی آشنا_آرمین ★
» ★من با دلم زیبایی را زیبا تر میکنم_نیوشا★
» ★آخ دلم نشکنی ها_عموی مهربون★
» ★حرفای ناگفته_ساناز جون★
» ★آوا جونمممم ★
» ★تینا جون★
» ★با یاد خدا عشق را آغاز کن_علی شیرازی★
» ★عشق جاويد★
» ★لحظه های بی کسی_هانیه ★
»
RSS 2.0

Designed By ParsTheme