تبليغاتX
ساحل آرامش

ساحل آرامش

سوسن

وقتي کسي نيست که به دادت برسه پس داد نزن، سکوت کن، شايد از سکوتت همه بفهمن که چه قدر درد و رنج توي وجودت انباشته شده، فرياد دردت رو دوا نميکنه، اما سکوت شايد نتونه دردتو از بين ببره اما ميتونه خيلي راحت تو را از اين دنياي مسخره نجات بده
asal_tanha_jk@yahoo.com

» شهریور 1388
» خرداد 1388
» فروردین 1388
» اسفند 1387
» بهمن 1387
» دی 1387
» آبان 1387
» مهر 1387
» شهریور 1387
» مرداد 1387
» تیر 1387
» خرداد 1387
» اردیبهشت 1387
» فروردین 1387
» اسفند 1386
» بهمن 1386
» می نویسم برای تمام شبهای دلتنگی...
» نفرین بر تو
» تلخ ترین خداحافظی...
» ازت متنفرم سرنوشت
» خاطره ای از پاییز ، یادگاری از زمستان !
» فراموشت نخواهم کرد اي بي وفا....
» خداحافظ برای همیشه
» خنده تلخ سرنوشت
» خنده تلخ سرنوشت
» تولد.....

تولد..... یکشنبه ششم بهمن 1387

سلام به همه دوستای گلمخوبین؟خوش میگذرهامیدوارم که همیشه خوب و سر حال باشین....این آپم یه ذره که نه خیلی با آپای دیگم فرق داره یه لحظه صبر کنید میگم

.

.

.

.

.

.

 .

.

.

.

آخه امروز اولین سال تولد وبلاگمه البته توی این وبلاگ

دقیقا یادم نیست از کی وبلاگ نویسی و شروع کردم.....فکر کنم۸۲بود...توی پرشین می نوشتم......اونجا با یکی از بهترین دوستام بودم....مرداد ۸۵ بود که اومدیم بلاگفا....بازم دونفری...دقیقا تا بهمن ۸۶ اونجا می نوشتیم.......بازم با هم.اونجا هم اسم وبلاگ بود:

 ساحل آرامش  

سال گذشته تو همین روز تصمیم گرفتیم جدا بنویسیم.....منم این وبلاگ و درست کردم ....از ۱۲ بهمن۸۶ تا حالا که۱۲ بهمن ۸۷توی این وبلاگ کلی دوستای خوب پیدا کردم....دوستای مهربونی که هیچ وقت تنهام نذاشتن....همین جا از همشون ممنونم.....

خداییش منم کم نذاشتم...

حالا هم که این وبلاگ یک ساله شده...

 این آپ می خوام یه داستان دنباله دار بنویسم که به نظر خودم قشنگه...شما هم بخونیدو نظرتونو بگید......مرسی

خنده تلخ سرنوشت....

 نفس عمیق کشیدم و دسته گل رو با لطیف ترین حالتی که می شد توی دستام نگه داشتم
هنوز یه ربع به اومدنش مونده بود
نمی دونستم چرا اینقدر هیجان زده ام
به همه لبخند می زدم
آدمای دور و بر در حالی که لبخندمو با یه لبخند دیگه جواب می دادن درگوش هم پچ پچ می کردنو و دوباره می خندیدن
اصلا برام مهم نبود
من همتونو دوست دارم
همه چیز به نظرم قشنگ و دوست داشتنی بود
دسته گل رو به طرف صورتم آوردم و دوباره نفس عمیق کشیدم
چه احساس خوبیه احساس دوست داشتن
به این فکر کردم که وقتی اون از راه برسه چقدر همه آدما به من و اون حسودی می کنن
و این حس وسعت لبخندمو بیشتر کرد
تصمیم خودمو گرفته بودم , امروز بهش می گم , یعنی باید بهش بگم
ساعتمو نگاه کردم : هنوز ده دقیقه مونده بود
بیچاره من , نه, بیچاره به آدمای بدبخت می گن ... من با داشتن اون یه خوشبخت تموم عیارم
به روزای آینده فکر می کردم , روزایی که من و اون
دو نفری , دست توی دست هم توی آسمون راه می رفتیم
قبلا تنهایی رو به همه چیز ترجیح می دادم ولی حالا حتی از تصور تنهایی وقتی اون هست متنفر بودم .
من و اون , می تونیم دو تا بچه داشته باشیم
اولیش دختر ... اسمشم مثلا نگار .. یا مهتاب
مثل دیوونه ها لبخند می زدم , اونم کنار یه خیابون پر رفت و آمد ... ولی دیوونه بودن برای با اون بودن عیبی نداره
خب دخترمون شبیه کدوممون باشه بهتره ... شبیه اون باشه خیلی بهتره اونوقت دوتا عشق دارم
دومین بچه مون پسر باشه خوبه ... اسمشم ... اهه من چقدر خودخواهم
یه نفری دارم واسه بچه هامون اسم می ذارم ... خب اونم باید نظر بده
ولی به نظر من اسم سپهر یا امید یا سینا قشنگتر از اسمای دیگه اس
دوس دارم پسرمون شبیه خودم باشه
یه مرد واقعی ...
به خودم اومدم , دو دقیقه به اومدنش مونده بود
دیگه بلااستثنا همه نگاهم می کردن , شاید ته دلشون می گفتن بیچاره ... اول جوونی خل شده حیوونکی
گور بابای همه , فقط اون ,
بعد از دو ماه آشنایی دیگه هیچی بین ما مبهم و گنگ نبود
دیوونه وار بهش عشق می ورزیدم و اونم همینطور
مطمئن بودم که وقتی بهش پیشنهاد ازدواج بدم ذوق می کنه و می پره توی بغلم
ولی خب اینجا برای مطرح کردن این پیشنهاد خیلی شلوغ بود
باید می بردمش یه جای خلوت
خدای من ... چقدر حالم خوبه امروز ,
وای , چه روزایی خوبی می تونیم کنار هم بسازیم , روزای پر از عشق , لبخند و آرامش
عشق همه خوبیا رو با هم داره , آرامش , امنیت , شادی و مهم تر از همه امید به زندگی .
بیا دیگه پرنده خوشگل من ..

                                                                                                    ادامه دارد......




» ★همه جور عکس★
» ★نکاتی در مورد آرایش-ملیکا★
» ★آريان تا بي نهايت★
» ★نسل سو خته★
» ★مسافر من_آروین و آرش عزیز★
» ★یه کوچولو و آقاییش_آنی جونم★
» ★عشق=علاقه شدید قلبی★
» ★*...ایستگاه دخترای باکلاس*....★
» ★عصر بخیر بچه ها_مارال و بیتا★
» ★جوانی_محسن★
» ★زمزمه هایی در سکوت شب★
» ★غوغای عشق_دلارام★
» ★خداحافظی با عشق★
» ★آتشفشان سنندج★
» ★ني ني ناس گل گلي ★
» ★داستان های سفید★
» ★زندگی زیباست★
» ★زاغه نشینان _مهناز گلی★
» ★رختکن خاطرات_تاتا جونم★
» ★یه پسر کوچولوی خوشگل_ابوالفضل ناناز★
» ★درد و دل_افسانه جون★
» ★سنگ صبور(اجی حسنیه )★
» ★هر چیز که خدا بخواهد-مجید★
» ★رز زرد_غزل جونمممم★
» ★هر چه میخواهد دل تنگت بگوووووو ★
» ★.:.:.:M:.:O:.:H:.:Y:.:.:. ★
» ★چشمان مقدس تو_حمیده جون★
» ★غوغای عشق در دفتر عشق★
» ★سالهای بلند من بی تو_ستاره جون ★
» ★شهر عشق _سرور★
» ★صدای پای قاصدک_شیرین★
» ★کلبه احساسات من _اکبر ★
» ★ستاره جونممم★
» ★مهشید و مهسا ★
» ★ترانه سكوت _مهدي★
» ★پر پرواز_نازنین جون★
» ★الناز جون★
» ★دفتر عشق★
» ★زندگی را بدون عینک ببینیم_میترا و پگاه ★
» ★زندگی زیباست ای زیبا پسند★
» ★ویلای عشق★
» ★عشق-نازنین★
» ★پسر تنها_آرمین★
» ★آموزش مخ زنی_آرمین★
» ★غریبی آشنا_آرمین ★
» ★من با دلم زیبایی را زیبا تر میکنم_نیوشا★
» ★آخ دلم نشکنی ها_عموی مهربون★
» ★حرفای ناگفته_ساناز جون★
» ★آوا جونمممم ★
» ★تینا جون★
» ★با یاد خدا عشق را آغاز کن_علی شیرازی★
» ★عشق جاويد★
» ★لحظه های بی کسی_هانیه ★
»
RSS 2.0

Designed By ParsTheme