وقتشه
وقته سفر
وقت راهی شدنه
لحظه ی بریدن و لحظه ی دل کندنه
یک عالمه خاطره یه سبد شعر و غزل
روی برف کوچه ها جای پای رفتنه
آخرین فرصت ما واسه گریه کردنه
خط جاده رو برو سوز کوچه پشت سر
کوچه های آشنا سایه های رهگذر
جاده تا مرز افق تا بلندی های کوه
رو به سوی روشنی شعری از جنس بلور
بی تو پرسه می زنم بین تردید و یقین
توی خلوت سکوت انعکاس یک صدا
صدای گریه ی من صدای سوت قطار
وقت تلخ بدرقه آخرین دیدار یار
