تبليغاتX
ساحل آرامش

ساحل آرامش

سوسن

وقتي کسي نيست که به دادت برسه پس داد نزن، سکوت کن، شايد از سکوتت همه بفهمن که چه قدر درد و رنج توي وجودت انباشته شده، فرياد دردت رو دوا نميکنه، اما سکوت شايد نتونه دردتو از بين ببره اما ميتونه خيلي راحت تو را از اين دنياي مسخره نجات بده
asal_tanha_jk@yahoo.com

» شهریور 1388
» خرداد 1388
» فروردین 1388
» اسفند 1387
» بهمن 1387
» دی 1387
» آبان 1387
» مهر 1387
» شهریور 1387
» مرداد 1387
» تیر 1387
» خرداد 1387
» اردیبهشت 1387
» فروردین 1387
» اسفند 1386
» بهمن 1386
» می نویسم برای تمام شبهای دلتنگی...
» نفرین بر تو
» تلخ ترین خداحافظی...
» ازت متنفرم سرنوشت
» خاطره ای از پاییز ، یادگاری از زمستان !
» فراموشت نخواهم کرد اي بي وفا....
» خداحافظ برای همیشه
» خنده تلخ سرنوشت
» خنده تلخ سرنوشت
» تولد.....

و خداوند عشق را آفرید.... سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386

خدا و عشق هم معنی هستند.زندگی با عشق همان زندگی با خداست.شناخت عشق شناخت خداست.هیچ دلیلی برای وجود خداوند بجز عشق نیست.همچنین هیچ راهی برای پرستش او به غیر از عاشق شدن وجود ندارد.

داشت می رفت

گفتم بمان،

نماند!

با خود عهد بستم که اگر هم آمد

به او حرفی نزنم

او که رفت و نماند

من ماندم و خو گرفتم

به ماندنِ بی من!

             

           

در یک جزیرهء سر سبز و خرم تمامی صفات نیکو و پلید انسان با هم زندگی می کردند  صفاتی چون: دانایی  غرور  ثروت  شهوت  عشق و ... .

 در روزی از روزها دانایی همهء صفات را در یکجا جمع کرد و گفت قرار است سیل عظیمی در جزیره جاری شود و هر کس لوازم ضروری خود را بردارد و در قایقش بگذارد و آماده سیل شود. همه این کار را کردند و باران شدیدی  شرو ع به باریدن کرد و سیل بزرگی براه افتاد. همه در قایق خودشان بودند تا اینکه صدای غرق شدن و کمک خواستن یکی از صفات آمد.  آن محبت بود. عشق بی درنگ به کمک محبت شتافت و قایق خود را در اختیار محبت گذارد  ولی چون قایق جای یک نفر را بیشتر نداشت  محبت سوار شد و عشق در سیل گیر افتاد.  به دورو بر خود نگاه کرد  ثروت را در نزدیکی خود دید از او کمک خواست ولی ثروت در پاسخ گفت:آنقدر طلا و جواهر در قایق دارم که دیگر جایی برای تو نیست و قایق سنگین است.

عشق نا امیدانه به اطراف نگریست  غرور را دید و از غرور کمک خواست. غرور در جوابش گفت: تو خیس هستی و اگر من به تو کمک نمایم خود و قایقم خیس میشویم. آب همینطور بالا می امد و عشق بیشتر در آب فرو میرفت. دانایی و بقیه در دور دست بودن و کسی صدای عشق را نمیشنید  تا اینکه  شهوت به نزدیکی عشق رسید . عشق از او کمک خواست ولی شهوت گفت:چندین سال است که منتظر یه همچین لحظه ای بودم تا از بین رفتن تو را ببینم.هر جا که تو بودی جایی برای من نبود و همیشه تو برتر از من و موجب تحقیر من بودی.

عشق دیگر نا امید از زندگی آنقدر آب خورد که از حال رفت.وقتی چشم باز کرد دیگر از سیل خبری نبود و خود را در خانه دانایی یافت. دانایی به او گفت الان دو روز است که بیهوشی .سیل تمام شده و آرامش به جزیره بازگشته است.

عشق بدو ن توجه به این حرفها در پی این بود که بداند چه کسی نجاتش داده است از دانایی پرسید و دانایی در جوابش گفت: زمان 

آری  فقط زمان است که میتواند عظمت و جلال عشق را درک کند

                             

آنجا كه غم هايم به خاطره ها مي پيوندد

آنجا كه شادي را با تمام وجود لمس مي كنم

آنجا كه سرشار از حس اميدم

و آنجا كه دليل زندگي كردن را مي يابم ...

به تو فكر مي كنم

و از تو مي خوانم

زيرا تو

حق زندگي...

كاش شقايق حق زندگي داشت...

كاش گل سرخ هم ذره اي سبز بود ،،،، كاش برگ هاي سرو رنگ سرخ را مي چشيدن

كاش چشمان سرخ من هم لحظه اي مي خوابيد يا اندكي آرام ميشد ...

وكاش چشمان سبز تو اندكي باز ميشد .... در نگاه من

معناي تمام خوشي هايم هستي

 


ای اوج هستی.... جمعه دوازدهم بهمن 1386

وقتی که دیگر نبود

          من به بودنش نیازمند شدم.

وقتی که دیگر رفت

           من در انتظار آمدنش نشستم

وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد

           من او را دوست داشتم.

وقتی که او تمام کرد

          من شروع کردم.

وقتی او تمام شد

          من آغاز شدم.

و چه سخت است تنها متولد شدن

           مثل تنها زندگی کردن

                              مثل تنها مردن!                

                                                          دکتر علی شریعتی

 

چشمان زیبایت را دوست دارم ای اوج هستی.

ای که تمام خاطراتم در قلب سبز و زیبایت تداعی می شود.

امشب از آسمان نیلی دلم با تو سخن می گویم و بارها نامت را بر زبان می آورم.

ستارگان را همچو مرواریدهای درخشان به تقدیم می کنم و همچو آهوی خسته به جنگل سبز چشمانت پناه خواهم آورد.

از جنگل سبز چشمانت عبور می کنم و عاشقانه به باغ دلت پناه می آورم و وجود شقایقهای سرخ را همچو ستارگان آسمانی باور می دارم و مانند نگینهای درخشنده رهسپار آسمان آبیت می شوم.

نازنین امشب به سراغت خواهم آمد و ستارگان آسمانی را همچو نگین های درخشنده در دستانت خواهم گذاشت.

ای که همه وجودت هستی من است و ای که همه خوبیهایت را در وجود خود احساس می کنم و همیشه صدای مهربانت را در سبزه زار ذهنم تداعی خواهم کرد. امشب از جنگل شبز چشمانت خواهم گذشت و همیشه نگاه زیبایت را در اعماق قلب خویش زنده نگاه خواهم داشت و هر بار با یاد تو و به عشق تو از آن جنگل سبز و پهناور برای همیشهبوته ای از یاس به یادگار در قلب خویش خواهم کاشت.

ای خاطره سبز من با تمام وجود گلبرگهای یاس عشقت را آبیاری خواهم داد و تا ابد سرزمین سبز عشق را با یاد تو آباد خواهم ساخت و تا همیشه عاشقانه دوستت خواهم داشت و در آن تاریکی شب عاشقانه  به تو می اندیشم و آرام و بی صدا به خواب همیشگیسفر خواهم کرد.


» ★همه جور عکس★
» ★نکاتی در مورد آرایش-ملیکا★
» ★آريان تا بي نهايت★
» ★نسل سو خته★
» ★مسافر من_آروین و آرش عزیز★
» ★یه کوچولو و آقاییش_آنی جونم★
» ★عشق=علاقه شدید قلبی★
» ★*...ایستگاه دخترای باکلاس*....★
» ★عصر بخیر بچه ها_مارال و بیتا★
» ★جوانی_محسن★
» ★زمزمه هایی در سکوت شب★
» ★غوغای عشق_دلارام★
» ★خداحافظی با عشق★
» ★آتشفشان سنندج★
» ★ني ني ناس گل گلي ★
» ★داستان های سفید★
» ★زندگی زیباست★
» ★زاغه نشینان _مهناز گلی★
» ★رختکن خاطرات_تاتا جونم★
» ★یه پسر کوچولوی خوشگل_ابوالفضل ناناز★
» ★درد و دل_افسانه جون★
» ★سنگ صبور(اجی حسنیه )★
» ★هر چیز که خدا بخواهد-مجید★
» ★رز زرد_غزل جونمممم★
» ★هر چه میخواهد دل تنگت بگوووووو ★
» ★.:.:.:M:.:O:.:H:.:Y:.:.:. ★
» ★چشمان مقدس تو_حمیده جون★
» ★غوغای عشق در دفتر عشق★
» ★سالهای بلند من بی تو_ستاره جون ★
» ★شهر عشق _سرور★
» ★صدای پای قاصدک_شیرین★
» ★کلبه احساسات من _اکبر ★
» ★ستاره جونممم★
» ★مهشید و مهسا ★
» ★ترانه سكوت _مهدي★
» ★پر پرواز_نازنین جون★
» ★الناز جون★
» ★دفتر عشق★
» ★زندگی را بدون عینک ببینیم_میترا و پگاه ★
» ★زندگی زیباست ای زیبا پسند★
» ★ویلای عشق★
» ★عشق-نازنین★
» ★پسر تنها_آرمین★
» ★آموزش مخ زنی_آرمین★
» ★غریبی آشنا_آرمین ★
» ★من با دلم زیبایی را زیبا تر میکنم_نیوشا★
» ★آخ دلم نشکنی ها_عموی مهربون★
» ★حرفای ناگفته_ساناز جون★
» ★آوا جونمممم ★
» ★تینا جون★
» ★با یاد خدا عشق را آغاز کن_علی شیرازی★
» ★عشق جاويد★
» ★لحظه های بی کسی_هانیه ★
»
RSS 2.0

Designed By ParsTheme